|
|
|
|
|
بسْم الله الرّحمن الرّحيم وَ الْقَوَعِدُ مِنَ النّسَآءِ الّتي لَايَرْجُونَ نِكَحًا فَلَيْسَ عَلَيْهِنّ جُنَاحٌ أن يَضَعْنَ ثِيَابَهُنّ غَيْرَ مُتَبَرّجَتِ بزينَةٍ وَ أن يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لّهُنّ وَاللهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ( آيه ۶۰ سوره نور ) « و زنان از کار افتاده اي که اميد به ازدواج ندارند گناهي بر آنها نيست که لباسهاي روئين خود را بر زمين بگذارند به شرط اينکه در برابر مردم خود آرائي نکنند و اگر خود را بپو شانند براي آنها بهتر است و خداوند شنوا و دانا است . » تفسير: در آيه مورد بحث استثنائي بران حکم حجاب زنان بيان مي کند و زنان پير و سالخورده را از اين حکم مستثني مي شمرد. در واقع براي اين استثناء دو شرط وچود دارد: نخست اينکه به سن و سالي برسند که معمولا اميدي به ازدواج ندارند و به تعبير ديگر جاذبه جنسي را کاملا از دست داده اند. ديگر اينکه در حال بر داشتن حجاب، خود را زينت ننمايند. روشن است که با اين دو قيد مفاسد کشف حجاب در مورد آنان وجود نخواهد داشت و به همين دليل اسلام اين حکم را از آنان برداشته است. اين نکته نيز روشن است که منظور برهنه شدن و بيرون آوردن همه لباسها نيست بلکه تنها کنار گذاشتن لباسهاي رو است که بعضي روايات از آن تعبير به چادر و روسري کرده است. در پايان آيه اضافه مي کند که با همه احوال « اگر آنها تعفف کنند و خويشتن را بپوشانند براي آنها بهتر است ». چرا که از نظر اسلام هر قدر زن جانب عفاف و حجاب را رعایت کند پسندیده تر و به تقوا و پاکی نزدیکتر است و از آنجا که ممکن است بعضی از زنان سالخورده از این آزادی حساب شده و مشروع سوء استفاده کنند و احیانا با مردان به گفتگوهای نامناسب بپردازند و یا طرفین در دل افکار آلوده ای داشته باشند در آخر آیه به عنوان یک اخطار می فرماید:« خداوند شنوا و دانا است ». آنچه را می گوئید می شنود و آنچه را در دل دارید و یا در سر می پرورانید می داند. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 18 اسفند1386ساعت 10:32 توسط بهار
|
|
||
|
|
|
|
|
بسْم الله الرّحمن الرّحيم وَ قَرْنَ في بُيُوتِكُنّ وَ لاتَبرّجْنَ تَبرُّجَ الْجَهليّةِ الاُولي ... ( آيه ۳۳ سوره احزاب ) « و در خانه هاي خود بمانيد و همچون جاهليت نخستين (در ميان مردم) ظاهر نشويد... » تفسير: در اين آيه دستوري در زمينه رعايت عفت چنين بيان شده است: شما در خانه هاي خود بمانيد و همچون جاهليت نخستين در ميان جمعيت ظاهر نشويد و اندام و وسائل زينت خود را در معرض تماشاي ديگران قرار ندهيد. (قرن) از ماده وقار به معني سنگيني است و کنايه از قرار گرفتن در خانه ها است، بعضي نيز احتمال داده اند كه از ماده قرار بوده باشد كه از نظر نتيجه تفاوت چنداني با معني اول نخواهد داشت. تبرج به معني آشكار شدن در برابر مردم است و از ماده برج گرفته شده كه در برابر ديدگان همه ظاهر است. اما اينكه منظور از جاهليت اولي چيست؟ ظاهرا همان جاهليتي است كه مقارن عصر پيامبر (ص) بوده و به طوري که در تواريخ آمده در آن موقع زنان حجاب درستي نداشتند و دنباله روسري هاي خود را به پشت سر مي انداختند به طوري که گلو و قسمتي از سينه و گردنبند و گوشواره هاي آنها نمايان بود و به اين ترتيب قرآن همسران پيامبر (ص) را از اين گونه اعمال باز مي دارد. بدون شک اين يک حکم عام است و تکيه آيات بر زنان پيامبر (ص) به عنوان تاکيد بيشتر است درست مثل اينکه به شخص دانشمندي بگوييم تو که دانشمندي دروغ مگو، مفهومش اين نيست كه دروغ گفتن براي ديگران مجاز است بلكه منظور اين است كه يك مرد عالم بايد به صورت مؤكدتر و جديتري از اين كار پرهيز كند. به هر حال اين تعبير نشان مي دهد كه جاهليت ديگري همچون جاهليت عرب در پيش است كه ما امروز در عصر خود آثار اين پيشگوئي قرآن در دنياي متمدن مادي را مي بينيم ولي مفسران پيشين نظر به اينكه چنين امري را پيش بيني نمي كردند براي تفسير اين كلمه به زحمت افتاده بودند لذا جاهليت اولي را به فاصله ميان آدم و نوح و يا فاصله ميان عصر داود و سليمان كه زنان با پيراهن هاي بدن نما بيرون مي آمدند، تفسير كرده اند تا جاهليت قبل از اسلام را جاهليت ثانيه بدانند! ولي چنانكه گفتيم نيازي به اين سخنان نيست بلكه ظاهر اين است جاهليت اولي همان جاهليت قبل از اسلام است كه در جاي ديگر قرآن نيز به آن اشاره شده است (سوره آل عمران آيه ۱۴۳ و سوره مائده آيه ۵۰ و سوره فتح آيه ۲۶ ) و جاهليت ثانيه، جاهليتي است كه بعدا پيدا خواهد شد ( همچون عصر ما ). شرح بيشتر اين موضوع را در پست بعد خواهم داد... |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 28 بهمن1386ساعت 16:10 توسط بهار
|
|
||
|
|
|
|
|
بسْم الله الرّحمن الرّحيم ... وَ لا يَضْربْنَ بأرْجُلِهِنّ لِيُعْلَمَ مَا يَخْفِينَ مِن زينَتِهِنّ ... ( قسمتي از آيه ۳۱ سوره نور ) « ... و آنها هنگام راه رفتن پاهاي خود را به زمين نزنند تا زينت پنهانيشان دانسته شود. (و صداي خلخال که بر پا دارند به گوش رسد) ... » تفسير: حکمي که در اين قسمت از آيه بيان مي شود اينکه: بانوان در رعايت عفت و دوري از اموري که آتش شهوت را در دل مردان شعله ور مي سازد و ممکن است منتهي به انحراف از جاده عفت شود، آنچنان بايد دقيق و سختگير باشند که حتي از رساندن صداي خلخالي را که در پاي دارند به گوش مردان بيگانه خودداري کنند، و اين گواه باريک بيني اسلام در اين زمينه است. و آيه اي ديگر در اين مورد: فجَاءَتْهُ إحْدَاهُمَا تَمْشي عَلي استِحْيَاء ... ( قسمتي از آيه ۲۵ سوره قصص ) « ناگهان يکي از آن دو به سراغ او آمد در حاليکه با نهايت حيا گام بر مي داشت ... » تفسير: با توجه به دو آيه قبل از اين آيه هنگامي که حضرت موسي به چاه آبي در مدين نزديک شد مشاهده کرد که چوپانان مشغول آب دادن به گوسفندان خود هستند و دو دختر دورتر از آنها مراقب گوسفندان خود و منتظر خلوت شدن اطراف چاه مي باشند. موسي که نمي توانست اين بي عدالتي را تحمل کند با قصد کمک به آنها، گوسفندانشان را سيراب کرد و به زير سايه اي رفت. که بعد از مدتي ملاحظه کرد يکي از آن دو دختر که با نهايت حيا گام برمي داشت و پيدا بود از سخن گفتن با يک جوان بيگانه شرم دارد به سراغ او آمد و تنها اين جمله را گفت: پدرم از تو دعوت مي کند تا پاداش و مزد آبي را که از چاه براي گوسفندان ما کشيدي به تو بدهد! طبق بعضي از روايات دختر براي راهنمايي از پيش رو حرکت مي کرد و موسي از پشت سرش، باد بر لباس دختر مي وزيد و ممکن بود لباس را از اندام او کنار زند، حيا و عفت موسي(ع) اجازه نمي داد چنين شود، به دختر گفت: من از جلو مي روم بر سر دو راهي ها و چند راهي ها مرا راهنمايي کن. « همگي به سوي خدا باز گرديد اي مؤمنان!، تا رستگار شويد.» |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 4 بهمن1386ساعت 14:4 توسط بهار
|
|
||
|
|
|
|
|
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم يَنِسَاءَ النّبيِّ لَسْتُنّ كَأحَدٍ مِّنَ النِّسَاءِ إنِ اتّقَيْتُنّ فَلَاتَخْضَعْنَ بالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الّذِي فِي قَلْبهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مّعْرُوفًا ( آيه۳۲ سوره احزاب ) « اي همسران پيامبر! شما همچون يکي از زنان معمولي نيستيد اگر تقوا پيشه کنيد، بنابراين به گونه اي هوس انگيز سخن نگوئيد که بيماردلان در شما طمع کنند و سخن شايسته بگوئيد. » تفسير: در اين آيه مي فرمايد: اي همسران پيامبر(ص) شما همچون يکي از زنان عادي نيستيد اگر تقوا پيشه کنيد. شما به خاطر انتسابتان به پيامبر(ص) از يک سو، و قرار گرفتنتان در کانون وحي و شنيدن آيات قرآن و تعليمات اسلام از سوي ديگر داراي موقعيت خاصي هستيد که مي توانيد سرمشقي براي همه زنان باشيد، چه در مسير تقوا و چه در مسير گناه. بنابراين موقعيت خود را درک کنيد و مسئوليت سنگين خويش را به فراموشي نسپاريد و بدانيد که اگر تقوا پيشه کنيد در پيشگاه خدا مقام بسيار ممتازي خواهيد داشت. و به دنبال اين مقدمه که طرف را براي پذيرش مسئوليت ها آماده مي سازد و به آنها شخصيت مي دهد نخستين دستور در زمينه عفت را صادر مي کند و مخصوصا به سراغ يک نکته باريک مي رود تا مسائل ديگر در اين رابطه خودبه خود روشن گردد، مي فرمايد بنابراين به گونه هاي هوس انگيز سخن نگوئيد که بيماردلان در شما طمع کنند. بلکه به هنگام سخن گفتن، جدي و خشک و به طور معمولي سخن بگوئيد، نه همچون زنان کم شخصيت که سعي دارند با تعبيرات تحريک کننده که گاه توام با ادا و اطوار مخصوصي است که افراد شهوت ران را به فکر گناه مي افکند سخن بگوئيد. تعبير به (الذي في قلبه مرض) کسي که در دل او بيماري است، تعبير بسيار گويا و رسايي است از اين حقيقت که غريزه جنسي در حد تعادل و مشروع عين سلامت است، اما هنگامي که از اين حد بگذرد نوعي بيماري خواهد بود تا آنجا که گاه به سرحد جنون مي رسد که از آن تعبير به جنون جنسي مي کنند و امروز دانشمندان انواع و اقسامي از اين بيماري رواني را که بر اثر طغيان اين غريزه و تن در دادن به انواع آلودگي هاي جنسي و محيط هاي کثيف به وجود مي آيد در کتب خود شرح داده اند. در پايان آيه دومين دستور را به اين گونه شرح مي دهد: شما بايد به صورت شايسته اي که مورد رضاي خدا و پيامبر(ص) و توام با حق و عدالت باشد سخن بگوئيد. در حقيقت جمله (لاتخضعن بالقول) اشاره به کيفيت سخن گفتن دارد و جمله (قلن قولا معروفا) اشاره به محتواي سخن. البته قول معروف (گفتار نيک و شايسته) معني وسيعي دارد که علاوه بر آنچه گفته شد، هر گونه گفتار باطل و بيهوده و گناه آلود و مخالف حق را نفي مي کند. ضمنا جمله اخير مي تواند، توضيحي براي جمله نخست باشد، مبادا کسي تصور کند که بايد برخورد زنان پيامبر(ص) با مردان بيگانه موذيانه يا دور از ادب باشد، بلکه بايد برخورد شايسته و مؤدبانه و در عين حال بدون هيچگونه جنبه هاي تحريک آميز داشته باشد.
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 27 دی1386ساعت 18:22 توسط بهار
|
|
||
|
|
|
|
|
بسْم اللّه الرّحمن الرّحيم قُل لّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أبْصَرهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أزْكَي لَهُمْ إنّ اللّهَ خَبيرُ بمَا يَصْنَعُونَ (۳۰) وَ قُل لّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أبْصَرهِنّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنّ ... وَ تُوبُوا إلَي اللّهِ جَمِيعًا أيُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلّكُمْ تُفْلِحُونَ (۳۱ سوره نور ) « به مردان مؤمن بگو چشمهاي خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گيرند، و فروج خود را حفظ كنند، اين براي آنها پاكيزه تر است، خداوند از آنچه انجام مي دهيد آگاه است. و به زنان با ايمان بگو چشمهاي خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گيرند، و دامان خويش را حفظ كنند، ... و همگي به سوي خدا بازگرديد اي مؤمنان تا رستگار شويد. » شأن نزول: در كتاب كافي در شأن نزول نخستين آيه از آيات فوق از امام باقر(ع) چنين نقل شده است: كه جواني از انصار در مسير خود با زني روبرو شد (و در آن روز زنان مقنعه خود را در پشت گوش ها قرار مي دادند و طبعا گردن و مقداري از سينه آنها نمايان مي شد) چهره آن زن نظر آن جوان را به خود جلب كرد و چشم خود را به او دوخت هنگامي كه زن گذشت جوان همچنان با چشمان خود او را بدرقه مي كرد در حالي كه راه خود را ادامه مي داد تا اينكه وارد كوچه تنگي شد و باز همچنان به پشت سر خود نگاه مي كرد ناگهان صورتش به ديوار خورد و تيزي استخوان يا قطعه شيشه اي كه در ديوار بود صورتش را شكافت! هنگامي كه زن گذشت جوان به خود آمد و ديد خون از صورتش جاري است و به لباس و سينه اش ريخته! سخت ناراحت شد و با خود گفت: به خدا سوگند من خدمت پيامبر مي روم و اين ماجرا را بازگو مي كنم، هنگامي كه چشم رسول خدا (ص) به او افتاد فرمود چه شده است؟ و جوان ماجرا را نقل كرد، در اين هنگام جبرئيل، پيك وحي خدا نازل شد و آيه فوق را آورد. تفسير: سوره نور در حقيقت سوره عفت و پاكدامني و پاكسازي از انحرافات جنسي است، و بحث هاي مختلف آن از اين نظر انسجام روشني دارد، آيات مورد بحث كه احكام نگاه كردن و چشم چراني و حجاب را بيان مي دارد نيز كاملا به اين امر مربوط است و نيز ارتباط اين بحث با بحث هاي مربوط به اتهامات ناموسي بر كسي مخفي نيست. نخست مي گويد:« به مؤمنان بگو چشمهاي خود را (از نگاه كردن به زنان نامحرم و آنچه نظر افكندن بر آن حرام است) فرو گيرند، و دامان خود را حفظ كنند.» «يغظوا» از ماده «غض»(بر وزن خز) در اصل به معني کم کردن و نقصان است و در بسياري از موارد در کوتاه کردن صدا يا کم کردن نگاه گفته مي شود، بنابراين آيه نمي گويد مؤمنان بايد چشمهاشان را فرو بندند، بلكه مي گويد بايد نگاه خود را كم و كوتاه كنند، و اين تعبير لطيفي است به اين منظور كه اگر انسان به راستي هنگامي كه با زن نامحرمي روبرو مي شود بخواهد چشم خود را به كلي ببندد ادامه راه رفتن و مانند آن براي او ممكن نيست، اما اگر نگاه را از صورت و اندام او برگيرد و چشم خود را پايين اندازد گويي از نگاه خويش كاسته است و آن صحنه اي را كه ممنوع است از منطقه ديد خود به كلي حذف كرده. قابل توجه اين كه قرآن نمي گويد از چه چيز چشمان خود را فرو گيرند تا دليل بر عموم باشد، يعني از مشاهده تمام آنچه نگاه به آنها حرام است چشم برگيرند. اما با توجه به سياق آيات مخصوصا آيه بعد كه سخن از مسئله حجاب به ميان آمده به خوبي روشن مي شود كه منظور نگاه نكردن به زنان نامحرم است، شأن نزولي را كه در بالا آورديم نيز اين مطلب را تاييد مي كند. از آنچه گفتيم اين نكته روشن مي شود كه مفهوم آيه فوق اين نيست كه مردان در صورت زنان خيره نشوند تا بعضي از آن چنين استفاده كنند كه نگاه هاي غير خيره مجاز است، بلكه منظور اين است كه انسان به هنگام نگاه كردن معمولا منطقه وسيعي را زير نظر مي گيرد، هرگاه زن نامحرمي در حوزه ديد او قرار گرفت چشم را چنان فرو گيرد كه آن زن از منطقه ديد او خارج شود يعني به او نگاه نكند اما راه و چاه خود را ببيند و اينكه «غض» را به معني کاهش گفته اند منظور همين است. دومين دستور در آيه فوق همان مسئله حفظ فروج است. «فرج» در اصل به معني «شکاف» و فاصله ميان دو چيز است، ولي در اينگونه موارد کنايه از عورت مي باشد و ما براي حفظ معني کنايي آن در فارسي کلمه دامان را به جاي آن مي گذاريم. منظور از «حفظ فرج» به طوري که در روايات وارد شده است پوشانيدن آن از نگاه کردن ديگران است، در حديثي از امام صادق(ع) مي خوانيم:« هر آيه اي که در قرآن سخن از حفظ فروج مي گويد، منظور حفظ کردن از زنا است جز اين آيه منظور از آن حفظ کردن از نگاه ديگران است.» و از آنجا که گاه به نظر مي رسد که چرا اسلام از اين کار که با شهوت و خواست دل بسياري هماهنگ است نهي کرده، در پايان آيه مي فرمايد:« اين براي آنها بهتر و پاکيزه تر است.» سپس به عنوان اخطار برای کسانی که نگاه هوس آلود و آگاهانه به زنان نامحرم می افکنند و گاه آن را غیر اختیاری قلمداد می کنند می گوید:« خداوند از آنچه انجام می دهید مسلما آگاه است.» در آیه بعد به شرح وظایف زنان در این زمینه می پردازد، نخست به وظایفی که مشابه مردان دارند اشاره کرده می گوید:« و به زنان با ایمان بگو چشمهای خود را فرو گیرند (و از نگاه کردن به مردان نامحرم خودداری کنند) و دامان خود را حفظ نمایند.» و به این ترتیب «چشم چرانی» همانگونه که بر مردان حرام است بر زنان نیز حرام می باشد، و پوشانیدن عورت از نگاه دیگران، چه از مرد و چه از زن برای زنان نیز همانند مردان واجب است. و سرانجام با دعوت عمومی همه مؤمنان اعم از مرد و زن به توبه و بازگشت به سوی خدا آیه را پایان می دهد، می گوید:« همگی به سوی خدا بازگردید ای مؤمنان!، تا رستگار شوید.» و اگر در گذشته کارهای خلافی در این زمینه انجام داده اید اکنون که حقایق احکام اسلام برای شما تبیین شد از خطاهای خود توبه کنید و برای نجات و فلاح به سوی خدا آیید که رستگاری تنها بر در خانه اوست، و بر سر راه شما لغزشگاه های خطرناکی وجود دارد که جز با لطف او، نجات ممکن نیست، خود را به او بسپارید! |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 26 دی1386ساعت 19:31 توسط بهار
|
|
||
|
|
|
|
|
بسْم اللّه الرّحمن الرّحيم وَ قُل لّلْمُؤْمِنَتِ ... وَ لَايُبْدِينَ زينَتَهُنّ إلّا مَا ظَهَرَمِنْهَا وَلْيَضْربْنَ بخُمُرهِنّ عَلَي جُيُوبهِنّ وَ لَايُبْدِينَ زينَتَهُنّ إلّا لِبُعُولَتِهنّ أوْ ءَابَائِهنّ ... ( جزئی از آیه ۳۱ سوره نور ) « و به زنان با ایمان بگو ... و زینت خود را جز آن مقدار که ظاهر است آشکار ننمایند، و (اطراف) روسری های خود را بر سینه خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود) و زینت خود را آشکار نسازند مگر برای شوهرانشان یا پدرانشان ... » تفسیر: در قسمتی از آیه ۳۱ سوره نور، به مسئله حجاب که از ویژگی زنان است ضمن سه جمله اشاره شده: ۱- آنها نباید زینت خود را آشکار سازند جز آن مقدار که طبیعتا ظاهر است. در اینکه منظور از زینتی که زنان باید آن را بپوشانند و همچنین زینت آشکاری که در اظهار آن مجازند چیست؟ در میان مفسران سخن بسیار است. بعضی زینت پنهان را به معنی زینت طبیعی (اندام زیبای زن) گرفته اند، در حالی که کلمه زینت به این معنی کمتر اطلاق می شود. بعضی دیگر آن را به معنی خود زینت آلات گرفته اند، زیرا آشکار کردن خود زینت مانند گوشواره و دستبند و بازوبند به تنهایی مانعی ندارد، اگر ممنوعیتی باشد مربوط به محل این زینتها است، یعنی گوشها، گردن، دستها و بازوان. بعضی دیگر آن را به معنی خود زینت آلات گرفته اند منتها در حالی که روی بدن قرار گرفته، و طبیعی است که آشکار کردن چنین زینتی توام با آشکار کردن اندامی است که زینت بر آن قرار دارد. حق این است که ما آیه را بدون پیشداوری و طبق ظاهر آن تفسیر کنیم که ظاهر آن همان معنی سوم است و بنابراین زنان حق ندارند زینتهایی که معمولا پنهانی است آشکار سازند هر چند اندامشان نمایان نشود و به این ترتیب آشکار کردن لباسهای زینتی مخصوصی را که در زیر لباس عادی یا چادر می پوشند مجاز نیست، چرا که قرآن از ظاهر کردن چنین زینتهایی نهی کرده است. ۲- دومین حکمی که در آیه بیان شده است این که: آنها باید خمارهای خود را بر سینه خود بیفکنند. « خمر » جمع « خمار » (بر وزن حجاب) در اصل به معنی پوشش است، ولی معمولا به چیزی گفته می شود که زنان با آن سر خود را می پوشانند(روسری). « جیوب » جمع « جیب »(بر وزن غیب) به معنی یقه پیراهن است که از آن تعبیر به گریبان می شود و گاه به قسمت بالای سینه به تناسب مجاورت با آن نیز اطلاق می گردد. از این جمله استفاده می شود که زنان قبل از نزول آیه، دامنه روسری خود را به شانه ها یا پشت سر می افکندند، به طوری که گردن و کمی از سینه آنها نمایان می شد، قرآن دستور می دهد روسری خود را بر گریبان خود بیفکنند تا هم گردن و هم آن قسمت از سینه که بیرون است مستور گردد. ۳- در سومین حکم مواردی را که زنان می توانند در آنجا حجاب خود را برگیرند و زینت پنهان خود را آشکار سازند با این عبارت شرح می دهد: آنها نباید زینت خود را آشکار سازند مگر (در دوازده مورد): - برای شوهرانشان - یا پدرانشان - یا ... و سرانجام با دعوت عمومی همه مؤمنان اعم از مرد و زن به توبه و بازگشت به سوی خدا آیه را پایان می دهد. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 25 دی1386ساعت 17:30 توسط بهار
|
|
||
|
|
|
|
|
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم يَأََََيهَا النَّبيُّ قُل لاَزْوَجِكَ وَ بَنَاتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنّ مِن جَلَبيبهِنّ ذَلِكَ أدْنَي أن يُعْرَفْنَ فَلَايُؤْذَيْنَ وَ كَانَ اللّهُ غَفُورًا رّحِيمًا ( آيه۵۹ سوره احزاب ) « اي پيامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو جلبابها (روسري هاي بلند) خود را بر خويش فر افکنند، اين کار براي اينکه (از کنيزان و آلودگان) شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند بهتر است و (اگر تا کنون خطا و کوتاهي از آنها سر زده) خداوند همواره غفور و رحيم است. » شأن نزول: در تفسير علي بن ابراهيم در شأن نزول اين آيه چنين آمده است: آن ايام زنان مسلمان به مسجد مي رفتند و پشت سر پيامبر (ص) نماز مي گزاردند، هنگام شب موقعي که براي نماز مغرب و عشا مي رفتند بعضي از جوانان هرزه و اوباش بر سر راه آنها مي نشستند و با مزاح و سخنان ناروا آنها را آزار مي دادند و مزاحم آنان مي شدند، آيه فوق نازل شد و به آنها دستور داد حجاب خود را به طور کامل رعايت کنند تا به خوبي شناخته شوند و کسي بهانه مزاحمت پيدا نکند. تفسير: به دنبال نهي از ايذاء رسول خدا (ص) و مؤمنان در آيات گذشته سوره احزاب، در اينجا روي يکي از موارد ايذاء تکيه کرده و براي پيشگيري از آن از دو طريق اقدام مي کند: نخست به زنان با ايمان دستور مي دهد که هر گونه بهانه و مستمسکي را از دست مفسده جويان بگيرند، سپس در آيات بعدي با شديدترين تهديدي که در آيات قرآن کم نظير است منافقان و مزاحمان و شايعه پراکنان را مورد حمله قرار مي دهد. در اينكه منظور از شناخته شدن چيست؟ دو نظر در ميان مفسران وجود دارد كه منافاتي با هم ندارند. نخست اينكه در آن زمان معمول بوده است كه كنيزان بدون پوشيدن سر و گردن از منزل بيرون مي آمدند، و از آنجا كه از نظر اخلاقي وضع خوبي نداشتند گاهي بعضي از جوانان هرزه مزاحم آنها مي شدند، در اينجا به زنان آزاد مسلمان دستور داده شد كه حجاب اسلامي را كاملا رعايت كنند تا از كنيزان شناخته شوند و بهانه اي براي مزاحمت به دست هرزگان ندهند. بديهي است مفهوم اين سخن آن نيست كه اوباش حق داشتند مزاحم كنيزان شوند، بلكه منظور اين است كه بهانه را از دست افراد فاسد بگيرند. ديگر اينكه هدف اين است كه زنان مسلمان در پوشيدن حجاب سهل انگار و بي اعتنا نباشند مثل بعضي از زنان بي بند و بار كه در عين داشتن حجاب آنچنان بي پروا و لاابالي هستند كه غالبا قسمت هايي از بدن هاي آنان نمايان است و همين معني توجه افراد هرزه را به آنها جلب مي كند. در اينكه منظور از «جلباب» چيست مفسران و ارباب لغت چند معني براي آن ذکر کرده اند: - ملحفه(چادر) و پارچه بزرگي که از روسري بلندتر است و سر و گردن و سينه را مي پوشاند. - مقنعه و خمار(روسري) - پيراهن گشاد. گرچه اين معاني با هم متفاوتند ولي قدر مشترک همه آنها اين است که بدن را به وسيله آن بپوشاند. اما بيشتر به نظر مي رسد که منظور پوششي است که از روسري بزرگتر و از چادر کوچکتر است چنانکه نويسنده « لسان العرب » روي آن تکيه کرده است. و منظور از « يدنين » (نزديک کنند) اين است که زنان جلباب را به بدن خويش نزديک سازند تا درست آنها را محفوظ دارد، نه اينکه آن را آزاد بگذارند به طوري که گاه و بيگاه کنار رود و بدن آشکار گردد، و به تعبير ساده خودمان لباس خود را جمع و جور کنند. اما اينکه بعضي خواسته اند از اين جمله استفاده کنند که صورت را نيز بايد پوشانيد هيچ دلالتي بر اين معني ندارد و کمتر کسي از مفسران پوشاندن صورت را در مفهوم آيه داخل دانسته است. به هر حال از اين آيه استفاده مي شود که حکم حجاب و پوشش براي آزاد زنان قبل از اين زمان نازل شده بود، ولي بعضي روي ساده انديشي درست مراقب آن نبودند آيه فوق تاکيد مي کند که در رعايت آن دقيق باشند. و از آنجا که نزول اين حکم، جمعي از زنان با ايمان را نسبت به گذشته پريشان مي ساخت، در پايان آيه مي افزايد: « خداوند همواره غفور و رحيم است » هر گاه از شما تا کنون در اين امر کوتاهي شده چون بر اثر جهل و ناداني بوده است خداوند شما را خواهد بخشيد، توبه کنيد و به سوي او باز گرديد، و وظيفه عفت و پوشش را به خوبي انجام دهيد.
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه 22 دی1386ساعت 17:4 توسط بهار
|
|
||
|
|
|
|
|
کاتالوگ زندگی بشریت می دانیم پس باید به دستورات آن عمل کنیم. از این رو با استفاده از مجموعه تفسیر نمونه آیت الله العظمی مکارم شیرازی، تفاسیر آیاتی که در مورد حجاب نازل شده اند را در این وبلاگ می نویسم. امید که مورد توجه قرار گیرد. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 19 دی1386ساعت 14:35 توسط بهار
|
|
||