تبليغاتX
توفیق بندگی
هر که شد محرم دل در حرم یار بماند..............وآنکه این کار ندانست در انکار بماند

از جلوه هاي بارز حضور زنان در حماسه عاشورا، تعهد و پاي بندي آنان به حرمت ها و احکام الله و مراعات مسائل حجاب و عفاف است.

حضوري اين چنين، نشان مي دهد که مشارکت زن در عرصه هاي مبارزات و دفاع از حق، منافاتي با فعاليت هاي بيرون از خانه ندارد، به شرط آنکه حريم عفاف و حدود الهي رعايت شود و متانت لازم مراعات گردد.

اهل بيت امام حسين (ع) در سفر کربلا، منادي اين متانت و عفاف بودند، هر چند سپاه کوفه به حريم آنان بي حرمتي کردند و در دوران اسارت، آنان را در مضيقه وسايل پوشش قرار دادند، ولي همين که آن آزاد زنان از معترضان سر سخت به اين بي حرمتي بودند دليل ديگري بر اهميت و قداست حفظ حجاب و عفاف، حتي در بدترين شرايط اجتماعي و مضيقه هاي تحميلي است.

به چند نمونه اشاره مي شود:

« ام کلثوم » دختر اميرالمؤمنين(ع) که زني با فصاحت و بليغ و سخنور بود و در مدت اسارت پيوسته با سخنانش ستم حکام را افشا مي کرد، وقتي کاروان اسرا را به کوفه وارد کردند، در جمع انبوه حاضران به سخن پرداخت و آنان را به خاطر سستي و کوتاهي در ياري کردن امام حسين(ع) نکوهش کرد. در بدو ورود به کوفه، مردم به تماشاي آنان گرد آمده بودند. ام کلثوم بر سر آنان فرياد کشيد:

اي مرد کوفه! آيا از خدا و رسول شرم نمي کنيد از اين که به حرم و دودمان پيامبر نگاه مي کنيد؟

پس از آنکه اوضاع کوفه در پي سخنراني هاي حضرت زينب و ام کلثوم، بحراني شد و بيم خطر مي رفت، ابن زياد دستور داد آنان را در يکي از خانه هاي همسايه مسجد حبس کنند و مأموراني را هم بر آنان گماشت. مردم هم که آشفته حال و پريشان جمع شده بودند و عده اي مي گريستند، حضرت زينب(س) با صداي بلند فرياد زد:

جز کنيز يا ام ولد، کسي بر ما وارد نشود، آنان نيز همچون ما اسير شده اندو رنج اسارت را مي شناسند.

اين کار، هم براي رعايت حريم عصمت و دوري چشم نامحرمان از ذريّه پيامبر و دختران امام حسين(ع) بود، هم جلب عواطف آنان که با سختي هاي اسيران آشناتر بودند و نسبت به بازماندگان شهدا، خوشرفتاري مي کردند.

در سخنراني هاي حضرت زينب، ام کلثوم و فاطمه بنت الحسين، عمدتاً هتک حرمت اهل بيت(ع) مطرح شده و به نحوه رفتار والي و مأموران با حرم و حريم پيامبر(ص) انتقاد شده است.

هنگام ورود اهل بيت(ع) به شام نيز، ام کلثوم، شمر را طلبيد و از او خواست که آنان را از دروازه اي وارد کنند که اجتماع کمتري باشد و سرهاي مطهر شهدا را دورتر نگهدارند تا مردم به تماشاي آنان پرداخته، کمتر به چهره اهل بيت پيامبر(ص) نگاه کنند. شمر، به لحاظ بي ديني و خباثت ذاتي دقيقاً بر عکس خواسته او عمل کرد و اسيران را از دروازه ساعات وارد دمشق کرد. چنين نکته اي از زبان حضرت سکينه نيز نقل شده است. سهل بن سعد وقتي اسيران را شناخت که از دودمان پيامبرند، جلو رفت و از يکي از آنان پرسيد: تو کيستي؟ گفت: سکينه، دختر امام حسين(ع). پرسيد: آيا کاري و حاجتي داري، من سهل، صحابي جدّت رسول خدايم. سکينه فرمود: به نيزه داري که اين سر را مي برد، بگو جلوتر از ما حرکت کند تا مردم به نگاه کردن آن مشغول شوند و به حرم رسول الله(ص) چشم ندوزند. سهل به سرعت رفت و چهارصد درهم به نيزه دار داد، او هم سر مطهر را از زنان دور برد.

+ نوشته شده در  جمعه 21 دی1386ساعت 13:21  توسط بهار  |